وبلاگ قرآنی مدرسه ی تیزهوشان نیشابور
تمامی حقوق این وبلاگ برای همه ی کسانی است که علاقه به دانستن علوم قرآنی دارند

بلدرچین

« و ابر را بر شما سایبان نمودیم و بر شما انگبین و بلدرچین فرود آوردیم. (گفتیم) از خوردنیها و نوشیدنیهای پاکیزه ای که روزی  شما نمودیم بخورید. به ما نیز ستمی نمی نمودند بلکه به خودشان ستم می نمودند». («رزق» بمعنی: روزی، فقط مربوط به خوراکی و نوشیدنی است. هر چیزی که مستقیم و غیر مستقیم به خوردن و نوشیدن مربوط می شود رزق نامیده میشود).

در چهل سالی که بنی اسرائیل در سرزمین کنعان سرگردان بوده اند خداوند انگبین و بلدرچین را برای خوراک آنها برای آنها فرود آورده بوده است. چرا از میان سایر پرندگان این پرنده  بطرف آنها پرواز داده شده بوده است؟
این پرنده از خانواده مرغان است ولی پرواز می کند. کمی از کبوتر کوچکتر است. بیشتر در علف زارها و کشت زارها دیده می شود. خیلی زود پرورش یافته بزرگ می شود. در هفته اول تولد خود 3 برابر بزرگ میشود، پس از 50 روز برای سر بریده شدن مناسب است و فاصله دو نسل آن 50 روز است. بطور میانگین پس از 42 روز از عمر خود تخم می گذارد، و بیشترین تخم گذاری آن در عمر 70 روزگی آن است. در سال میان 300 تا 350 تا تخم می گذارد. روزهای جوجه شدن تخم آن 17 تا 18 روز است. در برابر بیماریها مقاوم بوده و کم مصرف است.
 ضمن ویژگیهای نگهداری و پرورشی و اقتصادی بودن آن نسبت به پرندگان دیگر، از ارزش تغذیه ای بالاتری نسبت به پرندگان دیگر نیز برخوردار است. گوشت سینه آن 20.3% پروتئین، 2.9% روغن دارد، علاوه بر آن مواد معدنی از جمله آهن، کلسیوم، فسفر، همینطور ویتامینهائی از جمله ویتامین آ و ب دارد. کولسترول روغن آن پائین است (بالا بودن میزان کولوسترول برای قلب خوب نیست). بافتهای گوشت آن نرم است (ساده جویده می شود). برای درمان نمودن درد مفاصل خوب است، سنگ را تحلیل می برد. تخم آن از بهترین تخمهای پرندگان است و نسبت زرده تخم آن نسبت به تخم دیگر پرندگان بیشتراز سفیدی آنست (سفیدی آن 60.89%، زردی آن 31.85%، و قشر آن7.36% وزن آنست). و از مواد معدنی و ویتامینها و مواد غذائی غنی تری نیز برخوردار است. و بخاطر حجم کوچک آن و پایداری آن در برابر بیماریها و تحمل شرایط محیط زیست، نسبت به مرغهای دیگر اقتصادی تر محسوب می شود.و به این خاطر نیز این پرنده از میان سایر پرندگان بر بنی اسرائیل نازل شده بوده است. انسان اهمیت اقتصادی و غذائی آن را در اوائل قرن 18 شناخته و به پرورش آن پرداخته است.

شـتـر

«آیا نمی توانند ببینند شتر روی چه حسابی آفریده شده است»؟!

نـکـتـه آیـه: شتر روی حسابی آفریده شده!

شتر روی چه حسابی آفـریده شده است؟

1ـــ  داخـل دهـان آن از پوست سفـت و سخـت پـوشـیـده شـده کـه باعـث می شود بتواند گیاهان دشت و صحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و زخمی نشود.

2ـــ  مژه های آن خیلی پرپشت و کیپ همدیگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـریـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.

3ـــ گـوشـهـای آن کـوچکـ و پـوشـیـده از مـوهـای پـرپـشـت و بهم چسبیده است، که باعث می شود شن و ماسه داخل گوش آن نروند.

4ـــ  پـوسـته مـخاطی سوراخ بینی آن سطح خیلی پهنی دارند که راه نفوذ برای شن و ماسه به داخل بینی باقی نمی گذارند، ولی نم و رطوبت لازمه هـوای تـنـفـس را از هـوا می مکند و جذب می کنند.

5ـــ  کوهان آن محل ذخیره انرژی است. ضمن اینکه چربی آن قشری برای مقابله با گرما نیز هست.

6ـــ سطح کمر آن باریک است. که باعث می شود تابش گرم و سوزان نیم روزی خورشید، فقط به قسمت کمی از بدن وی بطور مـؤثر بـتابـد. و در شرایط تابش قبل از نیم روز یا بعد از آن که خورشید مایل می تابد، اگـر مـجـبـور باشد در آفـتـاب باشـد، رو به خـورشید و یا پـشـت به خـورشید زمین گیر می شود. که این نیز بنوبه خود باعث می شود تابش مؤثر خـورشید فقط به سطح کم بالائی وی بتابد. پوسـت پـشمی وی نیز بخـش عـمده تابش گرمای سوزان را خـنـثی می کند. به این ترتیب شتر می تواند گرمائی که خیلی از حیوانات دیگر را می کشد تحمل کند.

7ـــ کلیه های وی قسمت زیادی از آبهای مصرف شده را دوباره پس می گیرند، (به این خاطر ادرار آن غلیظ است).

8ــــ پوست پـشـمی آن باریک و نرم است. هم گرما را خنثی می کند و هم بدن را خنک می کند.

9ــــ روده آن سلولهای جذب آب دارد. این سـلـولـهـا قـسـمـت زیـادی از آب مـصـرف شـده مـوجود در غذای روده را جذب می کنند و برای بدن نگه می دارند. (به این خاطر سرگین آن خیلی خشک است).

10ـــ  وقـتی ادرار می کند، دم خود را می جنباند تا ادرار به پـاهـا پاشیده شود. به این شکل با خیس و مرطوب کردن خود به خنک شدن خود کمک می کند.

11ــــ  شکم وی خیلی بزرگ است. می تواند تا 200 لیتر آب بنوشد. علاوه بر آن مجراها و منابع ذخیره آب نیز دارد. که هنگام آب خوردن آنها را نیز پر می کند.

12ـــ مجرای خون وی در اعماق بدن قـرار نگرفـته بـلکه زیر پوست گردن و پاها و پهـلـوهـا قرار گرفته است. این باعث می شود که گرمای بدن را بیشتر به سطح بدن منتقل کند. و سـرخ رگـهـا حتی در شـرایـطـی که تقـریـباً بی آب باشند و در وضعیت تقریبی معادل یک دویست هزارم حجم واقعی خود، باز هم می توانند اکسیژن را به نقـاط مختـلف بدن منتقل کنند.

13ـــ  تکـیه گاهـهای وی در حالت نشستن (یعنی زانوها، آرنجها، و سینه) از قـشـر کلفـتِ پوستِ مرده تشکـیل شده است. این قـشـر گرما را خنثی می کند و باعث می شود بدن آن زخم نشود.

14ـــ  کف پهن پای آن با یک قشر شاخه ای مجهز شده که باعث می شـود پای آن در شن و مـاسـه فـرو نرود. و پا را در مـقـابل ماسـه هـای تیز و گرم نیز محافـظـت می کند.

15ـــ درجه حرارت بدن وی می تواند خـیـلـی تغـیـیـر کـند ضمن اینکه از پستانداران است. حرارت بدن وی بین 34 تا 42 درجه در تغییر است. وقتی دما بالا برود دمای بدن وی نیز بالا می رود، این امر باعـث می شـود کـه تـا دمـای مـشـخصی نیازی به عرق کردن برای خنک کردن خود نداشته باشد. و در مصرف آب خود صرفه جوئی کند.

شتر در واقع به حساب دشت و صحرا پرداخته شده است. یعنی برای گرما، کـمـبـود آب، شـن و مـاسـه.

کـسـانی می گـویـند دلیلی برای وجود خدا نمی بینند. قرآن آنها را به مطالعه پدیده های طبیعی مراجعه می دهـد. انـتـخـاب شتر از میان سایر حیوانات برای مطالعه، به این معنی است که وی چیزهای خاصی دارد. بر اساس شـناختی کـه ما امروزه از بافت بـیـولـوژیکی شـتـر داریـم نـیز در واقع همینطور هم هست، و می بینیم که در ساختار آفرینش شتر مغز و انـدیـشـه و حساب و کتاب خوابیده است. در حالـیکـه در گذشته مردم فکر می کردند که تحمل شتر زیاد است نه اینکه چیز خاصی در آن می دیدند.

خوک

« خوردن گوشت حیوان مرده ــ خون ــ گوشت خوک ــ گوشتِ حیوانی که بنامی غیر از نامِ خدا سر بریده شده ــ گوشتِ حیوان خفه کرده شده ــ گوشتِ حیوان تحتِ ضربات کشته شده ــ گوشت حیوانیکه افتاده و در وضعیت بین مرگ و زندگی است ــ گوشت حیوانیکه بر اثر شاخ زده شدن مرده ـــ ... برای شما حرام شده است».

و در سوره انعام آیه 145 ضمن یادآوری تحریم گوشت خوک، خوک را حـیـوانـی انگـلی توصیف نموده:« ... لَحْمَ خِـنْـزِیـرٍ فَـإِنّـَهُ رِجْـسٌ = ... مگر اینکه گوشت خوک باشد، که موجودی انگـلی است».

در آیه 145 سوره انعام روشن کرده که منـظـور از حـرام بـودن خوردن خون «خـون مـسـفـوح» است، (خون مسفوح یعنی: «خـون ریخـتـه شده» که با هوا تماس پیدا کرده). دلـیـل تحریم آن نیز این است که وقتی خون با هوا تماس پیدا می کند سمی می شود و می تواند بیماری زا باشد.

نکات آیات: خوک حیوانی انگلی و گوشت آن حرام است:

همانطور که قرآن مطرح می کند خوک در واقع یک حـیـوان انگـلی است. هم زندگی و هم روند تولید مثل آن هر دو انگلی است:

چرا گوشت خوک تحریم شده؟ چیزیکه فعلاً انسان امروز در مورد گوشت خوک میداند موارد زیر است:

ـــــــ گـوشت خوک خیلی از انگـلها را منتقـل می کند. از جمله نوعی کرم (موسوم به کرمِ تِـنـیـا) که برخی از ناراحتی های دردناک را منجر می شود که برخی از آنها کشنده نیز هستند. عـناصـر آن در عـضلات و در چشم و مغز منتشر می شود. میان 5 تا 25 درصد کـسـانـیـکـه گوشت خـوک مصرف می کنند ناراحتی نـاشی از کـرم مزبور را دارند. (این کرم الـبـتـه در گوشت گاو نیز وجود دارد ولی کرم گوشت گاو خود بخود در انسان تکثیر نمی شود اما کرم گوشت خوک بـدون عـامل تکـثیر کننده تکثیر می شود. هـمـیـنطور کرم خوک مقاومت بیشتری نسبت به کرم گاو دارد و براحتی کشته نمی شود و خطرناک تر است).

ـــــــ گوشت خوک طبقـه طبـقه است و میان آنها پیه های متداخل در همدیگر وجود دارد که بالاترین نسبت روغـن حـیوانی را دارند، و روغـن آن نیز از خطرناکترین نوع روغـن است. ( درصـد پـیه در گوشت خوک 28 درصد است در حـالـیکـه مثلاً در گوشت گاو 4 و نیم درصد).

ـــــــ گوشت خوک مـقـادیر زیادی اسید دارد. (سایر حیوانات 90 درصد این اسید را پس میدهند ولی خوک فـقـط 2 درصـد آنرا پس می دهد). این اسید از جمله باعث الـتـهـاب مخ می شود.

یک متخصص آلـمانی نـتـیـجه مـطالعات خود و دیگران را در رابطه با گوشت خوک چنین بیان می کند: گوشت خـوک در مناطق گرم خطرناک تر از مناطق سرد است. در سودان و مناطق همجوار آن در یک شـرایط آب و هـوائی یکـسـانی تفاوت میان سلامتی کسانی که گوشـت خوک می خورند و و کسانیکه نمی خورند خـیـلی زیـاد است.

هـمـیـنـطـور در هند در یک آب و هوای مشترک، کسانی که گوشت خوک نمی خورند از کسانی که می خورند از سلامتی بالاتری برخوردار هـستند، بیشتر عمر می کنند و توان کاری بیشتری دارند. مثلا فرد پیری که گوشت خوک نخورده حمالی می کـند و از ارتـفـاعـات بــالا می رود، در حالیکه آنکه خورده نمی توانـد این کارها را بکند و زودتر ضعف و بازنـشـسـتـگـی بـسراغ وی می آید.  کسانیکه با تعالـیـم اسـلامی زنـدگی می کـنـنـد از سلامتی خـوب و بـالائی بـرخوردارند و بـیماریهائی که دیگران از مسائل تحریم شده دارند آنها ندارند. همینطور وی می گویـد در جریـان جـنـگ جهانی دوم از ارتش گـزارشی برای آنها می آید که می گوید: سربازان آلمانی دچار ناراحتی ها و آبله هائی در پاها می شده اند که آنها را از جنگ و تـحـرک بـاز می داشـتـه و علاج سرپائی نیز برای آنها کافی نبوده بلکه به پشت جبهه انـتـقـال داده می شـده انـد. در حالـیکه مـردمـی کــه در هـمان مناطق و همان آب و هـوا زنـدگـی می کرده اند آن ناراحتی ها را نداشته اند. پس از بررسی ها می بینند که ارتش تـقـریـبـاً هـمـه روزه از گوشت خوک استفاده می کند. گوشت خوک را قطع می کنند و آن ناراحتیها تمام می شود.

محققان:امیر رضا حسینی ـ مسعود نعمتی نسب

                      

[ ۱۳٩٠/۱/٩ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ امیر محمد سبحانی ] [ نظرات () ]

1ـ گنجشک

حضرت سلیمان گنجشکی را دید که به ماده ی خود می گفت : " چرا خویش را از من بازداری ؟ اگر بخواهم می توانم بارگاه سلیمان را به منقار بگیرم و در دریا اندازم."

سلیمان از سخن او لبخندی زد و سپس هر دو را بخواند.پس به گنجشک نر گفت : " آیا می توانی چنین کنی ؟ " گفت : " ای پیامبر خدا ! نه؛ اما مرد ، شخصیت خویش را در چشم زن می آراید و خود را نزد همسرش بزرگ جلوه می دهد و توان عاشق را بالا می برد . "

سلیمان گنجشک ماده را خواست و فرمود : " چرا خویش را از او دریغ می داری ، حال آنکه تو را دوست می دارد ؟ "

عرض کرد : " به زبان می گوید ؛ اما عاشقم نیست ، او دیگری را نیز دوست دارد . " این سخن در دل سلیمان اثر کرد و از خدا می خواست که دل او را برای محبت خویش خالی کند .

2ـ شیر

مردی از قبیله ی بنی اسد که زراعت می کرد و عجایب بسیاری در کربلا دیده بود ، می گفت :

" وقتی امام حسین شهید شد و سپاه کوفه از کربلا کوچ کرد . هر شب شیری از سمت قبله می آمد و به قتلگاه کشتگان می رفت و بامدادان بر می گشت . یک شب در آنجا ماندم و دیدم آن شیر بر جسد امام حسین نزدیک می شد و حالت ناله داشت و چهره ی خود را بر آن جسد می مالید . "

بر این اساس است که در مراسم شبیه خوانی کربلا ، کسی در پوست شیر می رود و به حالت ناله و گریه می افتد .

3ـ سگ

در زمان پیامبر دو روز پشت سر هم ، در کنار خانه ی شخص انصاری ، سگش پای دو نفر را گاز گرفت و مانع از آمدن آنها به جماعت شد . شکایت را نزد پیامبر بردند .

پیامبر به همراه عده ای به در خانه ی شخص انصاری رفتند . چون آن مرد درب خانه را باز کرد ، پیامبر فرمود : " برو سگت را بیرون بیاور که دو روز ، پای دو نفر را گاز گرفته است ." پس سگ را ریسمان به گردن بسته و خدمت پیامبر آورد . پیامبر علت را جویا شد و سگ هم به زبان فصیح گاز گرفتن دو نفر را توضیح داد و گفت : " آن دو نفر منافق هستند . در ظاهر ایمان دارند ولی در باطن وصی شما علی را لعن و نفرین می کنند . برای این پای آنها را گاز گرفتم . " پیامبر هم به مرد انصاری سفارش سگ را کردند .   

محقق:امیر حسین

[ ۱۳٩٠/۱/۸ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ] [ امیر محمد سبحانی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

امکانات وب
Online User

.