وبلاگ قرآنی مدرسه ی تیزهوشان نیشابور
تمامی حقوق این وبلاگ برای همه ی کسانی است که علاقه به دانستن علوم قرآنی دارند

تفسیر آیة الکرسی

((خداوند هیچ معبودی جز او نیست))

(اَللهُ لآ اِله اِلّاهُوَ).((اَللهُ))نام مخصوص خداوند و به معنی ذاتی است که جامع همة صفات کمال و جلال و جمال است،او پدید آورنده ی جهان هستی است،به همین دلیل هیچ معبودی شایستگی پرستش جز او را ندارد،و از آن جا که در معنی((اَلله))یگانگی افتاده است،جمله

 لآ اِله اِلّا هُوَتاکیدی بر آن است.

سپس می افزاید((خداوندی که زنده و قائم به ذات خویش است و موجودات دیگر عالم قائم به او هستند)) (الْحَیُّ الْقَیُّومُ)

((حَیّ)) از ماده((حیات))به معنی زندگی است،واین واژه مانند هر صفت مشبه ی دیگر دلالت بر دوام دارد و بدیهی است که حیات در خداوند حیات حقیقی است چرا که حیاتش عین ذات او است نه همچون موجودات زنده در عالم خلقت که حیات آنها عارضی است ولذا گاهی زنده اند وسپس می میرند،اما در خداوند چنین نیست.

و اما((قَیّوم))صیغة مبالغه از مادة((قِیام))است،به همین دلیل به وجودی گفته می شود که قیام او به ذات اوست،و قیام همة موجودات به او می باشد،وعلاوه بر این قائم به تدبیر امور مخلوقات نیز می باشد.

سپس در ادامه ی آیه می افزاید:((هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمی گیرد)) و لحظه ای از تدبیر جهان غافل نمی شود (لاتَأْخُذُهُ سِنَة ٌ) از مادة ((وَسَن)) به گفتة بسیاری از مفسّران به معنی سستی مخصوصی است که در آغاز خواب روی می دهد،یا به تعبیر دیگر به معنی خواب سبک است،و((نَوْمٌ))به معنی خواب،یعنی حالتی است که قسمت عمدة حواسّ انسان،از کار می افتد،در واقع سِنَه خوابی است که به چشم عارض می شود،اما وقتی عمیق تر شد و به قلب عارض شد((نوم)) گفته می شود.

ضمناً تعبیر به((لا تَأْخُذُهُ))(او را نمی گیرد) در مورد خواب،تعبیر جالبی است که چگونگی تسلّط خواب را بر انسان مجسم می سازد گوئی خواب همچون موجودی قوی پنجه ای است که انسان را در چنگال خود اسیر و گرفتار می سازد،و ناتوانی قوی ترین انسانها به هنگام بی تابی در برابر آن کاملاً محسوس است.

سپس به مالکیت مطلقة خداوند اشاره کرده،می فرماید((برای اوست آنچه در آسمانها و زمین است)) (لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الْاَرْضِ).واین در واقع پنجمین وصف از اوصاف الهی است که در این آیه آمده،زیرا قبل از آن اشاره به توحید،وحیّ و قیّوم بودن،و عدم غلبة خواب بر ذات پاک او شده است.در واقع این مالکیت،نتیجة همان قیّومیّت است زیرا هنگامی که قیام به امور عالم و تدبیر آنها وهمچنین خالقیّت مخصوص ذات او باشد،مالکیت همه چیز نیز از آن اوست.

در ششمین آیه توصیف، می فرماید((کیست که در نزد او جز به فرمانش شفاعت کند)) (مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلّا بِِِِِاِذْنِه).این در واقع پاسخی است به ادعای واهی بت پرستان که می گفتند ما بت هارا به خاطر آن می پرستیم که در پیشگاه خداوند برای ما شفاعت کنند.

در واقع با یک استفهام انکاری می گوید هیچ کس بدون فرمان خدا نمی تواند در پیشگاه او شفاعت کند،و این جمله نیز تأکیدی است بر قیّومیت خداوند و مالکیت مطلقة او نسبت به تمامی موجودات عالم، یعنی اگر می بیند کسانی

در پیشگاه خدا شفاعت می کند(مانند أنبیاء و اولیاء) دلیل بر آن نیست که آنها مالک چیزی هستند واستقلال در اثر دارند بلکه این مقام شفاعت را نیز خدا به آنها بخشیده، بنابر این شفاعت آنان،چون به فرمان خدا است دلیل دیگری بر قیّومیت او محسوب می شود.

در هفتمین توصیف،می فرماید((آنچه را پیش روی آنها(بندگان)وپشت سر آنها است می داند واز گذشته و آیندة آنان آگاه است)) (یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ماخَلْفَهُمْ).در واقع ،این جمله دلیلی است بر آنچه در جملة قبل پیرامون شفاعت آمده بود،یعنی خداوند از گذشته و آیندة شفیعان آگاه است و آنچه بر خود آنها پنهان است می داند بنا براین آنها نمی توانند موضوع تازه ای دربارة کسانی که می خواهند از آنها شفاعت کنند به پیشگاه خدا عرضه بدارند تا توجه او را به شفاعت کنندگان جلب کند.

در هشتمین توصیف، می فر ماید((آنها جز به مقداری که او بخواهد احاطه به علم او ندارند)) وتنها بخش کوچکی از علوم را که مصلحت دانسته در اختیار دیگران گذارده است(وَ لا یُحیطونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ اِلّا بِما شاءَ).و به این ترتیب علم و دانش محدود دیگران،پرتوی علم بی پایان اوست.این جمله نیز در حقیقت تأکیدی است بر جملة سابق،در جهت محدود بودن علم شفیعان در برابر علم پروردگار،زیرا آنها احاطه به معلومات خداوند ندارند،وتنها به آن مقدار که او اراده کند با خبر می شوند.

در نهمین و دهمین توصیف،می فرماید:((کرسی (حکومت) او آسمانها وزمین را فرا گرفته و حفظ و نگهداری آسمان و زمین برای او گران نیست)) (وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمواتِ وَالاَرْضَ وَ لا یَئودُهُ حِفْظُهُما).

و در یازدهمین و دوازدهمین توصیف ،می گوید:((و اوست بلند مرتبه و با عظمت)) (وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیم)

آیا آیة الکرسی همین یک آیه است؟

قرائنی در دست است نشان می دهد،همان یک آیه است.

1- تمام روایاتی که در فضیلت آن وارد شده و از آن تعبیر به آیة الکرسی کرده همه نشان می دهد که یک آیه بیش نیست.

2- تعبیر به کرسی فقط در همان آیة اول است و نام گذاری به آیة الکرسی نیز مربوط به همین آیه است.

3- در بعضی از احادیث به همین معنی تصریح شده مانند حدیثی که در امالی شیخ از امیر مومنان علی(ع) نقل شده است که ضمن بیان فضیلت آیة الکرسی از(اَللهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ) شروع فرمود تا (وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ).

4-در مستدرک سفینة البحار،از مجمع نقل می کند((و آیَةُ الْکُرْسی مَعْرُوفَةٌ وَ هِیَ اِلی قَوْلِهُ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ)) ((آیه الکرسی معروف است و آن تا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ است)).

5- در بعضی از روایات وارد شده که آیه الکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت است شمارش کلمات آیه نشان می دهد که تا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ پنجاه کلمه است.

محقق:مسعود نعمتی نسب

[ ۱۳٩٠/۱/۸ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ امیر محمد سبحانی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

امکانات وب
Online User

.